X
تبلیغات
رایتل

زن مش ماشالله بی درد

تمام زندگی درنگی است برای درودی و بدرودی.

نصف سال رفت!

یکشنبه 29 شهریور 1394 10:58 نویسنده: زربانو چاپ

سلام آبجی ها گلم.تا امروز به بلاگفا فرصت دادم درست بشه که شد ولی دلیل نمیشه من بخوام همونجا بنویسم چون آرشیوم رو خورده یه آبم روش.

خوب از خبرای این روزا:دختر خاله ام که هشت ماه و خورده ای حامله اس الان چاق شده حسابی.هر هفته دو ونیم کیلو وزن اضافه میکنه.الان نزدیک هشتاد کیلو شده.تازه خیلی کوتاه قده .بچه دختره.تمام بدن دختر خاله ام سیاه شده جوری که ترسیدم و پوست شکمش خیلی ناجور ترک خورده.قرار بود بچه دهمهر به دنیابیاد بعد شد هشت مهر البته سزارین هست اما دختر خاله ام درد داره و دکتر میگه شاید زایمانش زودتر باشه.

دختر خاله من از اون دخترای شاد و شنگول بود که حتی به ترک دیوار هم میخندید.چند شب پیش اومد پهلوی من.نگاه کردم به پاهای قاچ قاچ شده اش.بعد به دامن کهنه مامانش که تنش بود و یه تی شرت رنگ و رو رفته.کفشاش که انداخته بود سر پاش .اونم دختر خاله من که غیر ممکن بود یه لباس رو دوبار خونه کسی بپوشه و چقدر شیک و مرتب بود.

خیلی دلخور شدم .پماد اوردمو پاهاش رو چرب کردم و جوراب کردم پاش.شکمش رو هم کرم زدم.عصبانی پرسیدم این چه وضعیه.اشک اومد تو چشم هاش که خوب شوهرم پول نداره چکار کنم؟عصبانی تر شدم.حدود سه ساله عروسی کردن و دو سال هم نامزد بودن و تو این مدت همش داره قسط میده و پول نداره.چند باری از جلوی مغزش رد شدم و دیدم تکیه زده به در مغازه دید میزنه مردم رو.پرسیدم پول داره خودش هر روز یه مدل بپوشه بره سرکار؟گفت آخه اون کارمنده من تو خونه ام لباس میخوام برای چی؟

خیلی عصبانیم.دختر خاله ام دارد زن سی ساله غمگینی میشود و این ناراحتم میکند.شوهرش مرد36 ساله ایست که تازه هنوز به چلچلی نرسیده.

خوب خیلی غر زدم.امیدوارم پیدام کنین

نظرات (10)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
میشو
گل بانو سلام عزیزم چقدر دلم واسه دختر خالت کباب شد عزیزم نمیخوام قضاوت کنم ولی توی مغزم نمیره که شوهر کارمند باید هر روز یه دست لباس نو بپوشه خانم توی خونه داغون بگرده!!!!!!!!!!!!!! عزیزم چرا ما زنها همزمان با شوهر کردن مان یک جفت گوش دراز مخملی در میاریم؟؟؟؟ واقعا چرا؟؟؟ اینم بگم من سردسته این گوش مخملی ها هستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.البته بگم خود من هم اون گوش ها رو دارم گاهی و گاهی برعکس دو تا شاخ شیطانی درمیارم!
واقعا بلاگفا دلمون رو خون کرد من هم از اونجا کوچ کردم ب ه بلاگ اسکای ........
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره بابا دیوونه شدیم از دستش.
به عنوان "زن" تقصیر خودمون نیست ؟؟
بیشترمون عادت کردیم خودمون رو اولویت آخر قرار بدیم ، بقیه رو هم عادت میدیم همینجوری در موردمون عمل کنن
امتیاز: 0 0
پاسخ:
چرا عزیزم خودمون مقصریم.وقتی من میرم موهامو بلوند میکنم و داغونشون میکنم برای اینکه شوهرم دوست داره خودم مقصرم.من الان مدتیه برای خودم زندگی میکنم.چاق باشم یا لاغر.صورتم لک داشته باشه یا موهام مشکی باشه مهم اینه که خودم دوست دارم.
عزیزم جوابی که به نظرم دادی خیلی دردناکتر بود، واقعا وقتی آدم مادر میشه دیگه خودش تموم میشه؟؟؟!!!! سر سوزن انگیزه ای هم که برای مادر شدن داشتم از بین رفت. من خودمو خیلی دوست دارم کلی برنامه دارم کلی هدف و آرزو دارم کلی کارا قراره بکنم، یعنی اگه مادر بشم همشون هیچ میشه میره پی کارش؟ همه چیز میشه بچه؟ اولویت اول و آخر میشه بچه؟
آیا بدون حتی یک بچه میشه تا آخر عمر زندگی کرد؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم بچه یه عشق خیلی خیلی بزرگه.نمیدونم تا حالا عاشق شدی یا نه.عشق بچه آمو میسوزونه.البته من فکر میکنم تو آدمای مختلف متفاوته.مثلا من دوستی داشتم که دو تا بچه کوچیک رو میکرد تو اتاق و دررو قفل میکرد.اونا گریه میکردن تا خوابشون میبرد و دوستم درس میخوند.من حتی اگه در حال مرگ باشم اولویت اول پسرمه.
فرساد
تقصیر خودمونه عشق بی حد به همسر، فرهنگ ایرانی در مورد سازگاری
تعریف خانه داری، محصولش مردان خودخواهی که تازه دو غورط و نیمشون هم باقی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
واقعا.بعد تازه یادشون میفته چلچلی کنن!
چه دردناک بود غصه ام گرفت. واقعا زایمان با زن چه میکنه، من که مخالف بچه دار شدنم اصلا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
منم.وقتی مادر میشی دیگه خودت از دست رفتی.شیرینه اما دیگه وجود نداری.
بعضی زن ها خیلی فداکارند :(
امتیاز: 0 0
پاسخ:
و متاسفانه اکثر مردها قدرناشناس!
ش
عزیزم خدا شوهرشو و همه مردا رو هدایت کنه.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
راستش من اعتقاد دارم هدایتشون کنه ته دره راحت شیم به خدا
فرشته*
سلام دوستم منزل نو مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوستم مرسی.
پری سا
سلام
با عرض پوزش مشکل تا حدود زیاد مربوط به خود دختر خاله ی گرامتون هست،کی ما زنها میفهمیم که تا خودمون واسه خودمون ارزش قائل نباشیم دیگران ارزشی نمیذارن؟،خدایی دوره ی این فداکاریهای ساده لوحانه تموم نشده؟!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.قبول دارم.ولی راستش انگار میترسیم شوهرامون رو از دست بدیم.مخصوصا وقتی بچه دار میشیم