X
تبلیغات
رایتل

زن مش ماشالله بی درد

تمام زندگی درنگی است برای درودی و بدرودی.

بوی گند سوپ

پنج‌شنبه 16 مهر 1394 10:49 نویسنده: زربانو چاپ

برنامه ام این است که معمولا ساعت  پنج  بیدارم واز خدا میخوام خورشید طلوع کنه نماز من قضا بشه بسکه تنبلم!لی در آخرین لحظات از جا میپرم و نماز میخونم.میرم سر وقت کیف پسرم و آشغالهاش رو میتکونم.چک میکنم برنامه اش رو درست گذاشته باشه تو کیفشو بعد میرم قرص تیروییدم رومیخورم.برمیگردم برای آماده کردن چاشت پسر و صبحانه.بیدارش میکنم  و میفرستمش دست و صورت شرو بشوره.خودم پتوها رو مرتب میکنم  و صبحانه پسر رو میدم .بعد هم میپرم برای دوش صبح و بعد لباس و آرایش یک  ساعته از نظر شوهرم که فقط یه ضد آفتاب  ویه رژه اونم برای اینکه بعد از پوشیدن نقنعه تیره از ریخت نیفتم!

سر کار هم که دیگه خدا عالمه اسمم هست مدیر اداری اما آمار رد میکنم و رای انتخاب واحد به دانشجو مشاوره میدم و کتاب هم میفروشم تازه!

ظهر ساعت سه و نیم میرسم خونه.شوهرم دقیقا همونجایی که لباس هاش رو درمیاره میخوابه .اما از روزی که دچار رفلاکس شده خواهرانشون فرمودن غذای تازه بهشون بدین پس من میرم تو آشپزخونه که براشون غذا درست کنم و ایشون ساعت پنج غذا بخورن و از خونه برن بیرون تا ساعت هشت شب.

تو این مدت من به پسر میرسم ظرف میشورم و شام براش آماده میکنم.

دیشب وقتی اومد خونه گفت:این بوی گند چیه؟من سوپ بار گذاشته بودم چون پسر یه مختصری سرماخورده اس .رفت سر قابلمه و با انزجار دماغش را چین داد.رویم را برگرداندم طرف ظرف های پر از کف.

سوپ آماده شد یک ظرف کشیدم برای دختر خاله ام و از خانه زدم بیرون.

خاله گفت باز هم این سوپ های خوشمزه زری.دلم شاد شد.

با این همه خستگی برایش جا میندازم که نگوید وظلیف زناشویی را به جا نمیاوری میگوید نمیخواهم بروی حمام پمپ خراب میشود!

جمع میکنم و بر میگردم توی تخت و میخوام.او هم تلویزیون میبیند.

نظرات (5)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
مریم
امتیاز: 0 0
Ramin
درود خدمت خواهر گرامی
با اینکه نمیخواستم دیگه کامنتی براتون بزارم بعد اون اتفاقات که نمیدونم یادتون هست یا نه .
واقعا" شما تو منزل خودتون انقدر ناز شوهرتون را میکشید ؟ خیلی "مرد " خاصی هستند؟
به خدا اگر یکی ازین حرفهائی که به شما زده شده را شوهر یکی از خانمهائی که اطراف من هستند بهشون بزنند . همانجا فی المجلس از خجالت آقا درآمده و نابدترشو جلوی چشمش میآرند. به من حق بدهید که باور نکنم . خواهش میکنم فقط دلخور نشوید .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام جناب رامین
اصراری ندارم که باور کنین.خدای من شاهد منه و میدونه تو زندگی من چی میگذره.
مهتاب بارانی
سلام ، خونه جدی مبارک
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.ممنون عزیزم.
میشو
وای زرین بانو مرده شور این زندگی کارمندی رو ببرن که از خروس خون هممون بیداریم تا بوووووووووووووق سگ!!! حسرت بدلم موند که اقلا یه 5شنبه و جمعه مثل آدمیزاد بخسبم اما اونم نمیشه بخدا از تنها چیز مرگ که خیلی خوشم میاد اینه که میشه خسبید!!‌البته اگه اونجا هم دو فرشته نر خدا یعنی نکیر و منکر بزارن.والاااااااا...... راستی من موضوع سوپ رو نفهمیدم متنت نصفه آمده گل بانو تا مرتب کردن پتو ها ... ولی همین که هستی و مینویسی کلی خوشحالم این یعنی هنوز ما رو به خواهری قبول داری قربونت بشم مراقب زرین بانوی ما باشی ها...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
آره به خدا تازه من پنج شنبه هم سر کارم و جمعه هم که باید بشوری سابی.
یعنی خدا میاره اون دنیا راحت باشیم؟
متن نصفه بود اومدن سیستم رو نصب کنن
شهره
کم کار یا پرکار داری؟ منم دارم،در ضمن دارم وسواس میگیرمو ناراحتم.کلا مهمونی نمیرم که کسبو دعوت نکنم تا این حد وسواس نظافت خونم ... واقعا سخته ... تیرپییدم دارم 15 ساله ... کاش میشد از اینکه دیگران بگن شلخته بهم لذت ببرم و دیگه کلا شلخته بشم. ... خوشحال و راحت زندگی کنم.چرا اینجوری شدم خدایا...گریه...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
عزیزم کم کاره و از بعد زایمانم اینطور شدم.
کاش میشد شلخته باشیم کاش.