X
تبلیغات
رایتل

زن مش ماشالله بی درد

تمام زندگی درنگی است برای درودی و بدرودی.

چلچلی؟

پنج‌شنبه 29 بهمن 1394 09:51 نویسنده: زربانو چاپ

سلام

گفتم که حدود دو ماه بود ضربان قلبم خیلی بالا بود.گوش درد بودم و انگار همیشه بغضتوی گلوم بود.از اونجا که تیروئیدم کم کاره و از اسفندسال قبل نرفته بودم دکتر ربطش دادم به تیروئیدم.دیروز با همسرم زرفتیم دکتر و اصرار کرد که همراه من داخل مطب باشد.برایش توضیح دادم که چون هر بار مرا تحقیر میکند و به همه میگوید من توهم دارم و ....دوست ندارم با من باشد چون اعتماد به نفسم را از من میگیرد.قول داد که ساکت باشد و آمد.

دکتر آزمایش را دید و معاینه ام کرد و گفت سالمی اما فشارم 12روی 10بود و دکتر تاکید کرد حتما به دکتر قلب و عروق و مغز و اعصاب مراجعه کنم.خصوصا تاکید کرد مغز و اعصاب و نه اعصاب و روان.نمیدانم برای چه؟ولی خوب کمی ترسیدم.

من شهریور سال آینده چهل ساله میشوم و شوهرم امسال چهل ساله شد.مریضی ها  از او شروع شد.اولش که به شدت سوزش سر معده داشت و رفلکس و خلاصه هنوز هم دگیر است و میگوید انگار همیشه لقمه توی گلویم گیر کرده.بعد هم  پروستاتش مشکل پیدا کرد و خلاصه الان چند ماه است مدام در حال دارو خوردن است و حالا من.

مدت ها قلبم تیر میکشید و در کل سنگینی داشتم توی ناحیه قلبم و حتی نمیتونستم به سجده برم چون نفسم کاملا بند می آمد اما واقعا فکر نمیکردم درگیر شوم چون در هیچکدام از اعضای خانواده ام سابقه نداشته بیماری قلبی.

شب باز پسرم از دست پدرش گریه شد.او که گریه کرد من هم شروع کردم به اشک ریختن.به شوهرم گفتم چرا آزارمان میدهی؟خودش هم ناراحت شد و گفت من توقعم از هر دو تان بالاست.گفتم نباشد.ما آدم های معمولی هستیم.گفتم مرا که مریض کردی ولی دست از سر بچه بردار.

خودش هم ناراحت بود.

نظرات (7)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
Parisa
چه جالب شما هم شهریوری هستین! من ۶ شهریورم و سال دیگه ۲۳ ساله میشم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
من 4شهریورم
قدر زندگی و جوونی رو بدون از ته دل بهت میگ.
نسیم
انشالله خدا بهتون سلامتی و عمر طولانی بده.
اونجا که نوشتین درباره بیماری همسرتون یهو دلم لرزید. حس گیر کردن غذا تو گلو نشونه خوبی نیس.
من خودم بیشتر از یک ساله تحت مداوا هستم برای زخم مری و رفلاکس معده.
دوز از جون همسرتون رفلاکس منجر به زخم مری میشه و در صورت تداوم زخم، سرطان مری. و یکی از علامتا همین گیر کردن غذاس تو گلو.
حتما برین دکتر و یه اندوسکوپی بدین دوباره لطفا
ببخشید منو که اینجوری نوشتم. نگرانتون شدم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
رفلاکس رو رفته درمان کرئه وکلا بعد از غذا نمیخوابه.خیلی رعایت میکنه ولی میگه این حس رو دارم.باید حتما بفرستمش اندوسکوپی.ممنون بابت هشدارت
بیضا
عزیزم ایشالا مشکل خاص نیست ناراحت نباش خدواند ایشالا صحت و سلامتی نصیبتون کنه. موفق باشی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.ممنونم عزیزم.خدا همیشه برای شما هم شادی و سلامتی بخواد.
انشاءالله که چیز مهمی نیست. منفی فکر نکن زرین جوون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه فکر بدی نمیکنم فقط هیچوقت به ناراحتی قلبی فکر نکرده بودم.
میشو
زرین بانوی گلم عزیز دلم سلام گلم نترس دکترها عادت دارند به بدترین شکل ممکن وضعیت آدم رو نشون بدن که بتونن به کاسبی شون برسن گلم به من سه هفته پیش گفتن زخم معده خطرناک دارم یعنی سلولها بشکل بدی دارن تغییر شکل میدن اولش کلی گریه کردم چون دقیقا سال قبل هم رحمم را در آوردم و حسرت داشتن بچه تا ابد به دلم موند اما بعدش گفتم قسمت هر چی باشه همون میشه و فقط قران میخونم و خودم رو سپردم دست خدای مهربون گلم یه کاری بهت میگم انجام بده هر روز لطفا بعد معجزه اش را میبینی روی آب کتری سوره یس بخون و به هر مبین که رسیدی (7 تامبین داره) فوت کن به آب .تمام که شد سوره مزمل را هم روی همان آب کتری بخون و فوت کن هم خودت هم شوهرت هم پسرت نوش جان کنید باور کن زندگیت خیلی تغییر میکنه خواهش میکنم خواهرانه این کار را انجام بده تاثیرش رو میبینی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنون بابت دعایی که برام نوشتی.خواهر جونم ایشالله همیشه سالم باشی.
آتشی برنگ آسمان http://atashibrangaseman.blogsky.com
عزیزم ایشالا ک چیزی نیس بد به دلت راه نده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
نه البته کمی نگرانم بیشتر بابت پسرم.اینکه اون تنها بشه برام سخته.
متاسفانه آدم های کمالگرا کمکی به اطرافیانشون نمیکنن.بار هم هستن.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره متاسفانه