X
تبلیغات
رایتل

زن مش ماشالله بی درد

تمام زندگی درنگی است برای درودی و بدرودی.

جمعه ما

شنبه 8 اسفند 1394 13:11 نویسنده: زربانو چاپ

دیروز صبح بعد از صبحانه مفصل لباس پوشیدم و رفتم بیرون برای رای.بله من رای دادم و لطفا نظر هر کسی محترم باشه

چون بعد از رای میخواستیم بریم بیرونگردی یه مانتو قدیمی رو از کمد در آوردم و پوشیدم و چشمتون روز بد نبینه تمام چربی های بدنم ریخت بیرون !خوب زمانی که من اون مانتو رو میپوشیدم حداقل ده کیلو وزنم کمتر بود.چون شلوارم هم جذب بود یه کت پوشیدم و عرقریزان از خانه رفتم بیرون!توی حوزه هم دقت کردم مبادا بابا یا آشنای دیگه ای از راه برسه!

بعدش هم رفتیم خونه خواهر شوهرها و هر دو تاشون خیلی با تعجب نگاهم کردم.توضیح دادم چون داریم میریم وسط بیابون منم مانتو قدیمی رو پوشیدم!

به هر حال راهی شدیم و توی باغ هم شوهرم بیلچه و تیشه و بذر گل داد دستم که بکار!خودش هم رفت بالای نردبون تا گل های خوشه ای و پیچ ها رو بند کنه به در و دیوار.

منم هی ازش تعریف کردم که خسته نباشی و مواظب خودت باش و اونم گفت پدر عشق بسوزه هر کار میکنم به خاطر تو هست که تو هم حاضر نیستی سر بزنی به باغ(البته باغچه اصطلاح مناسب تری هست!)

نهار هم رفتیم به یه مکان سنتی خیلی عالی و جاتون واقعا خالی.

برگشتنی به خانه توی ماشین شالم رو در آوردمو سرم رو بردم بیرون موهام باد بخوره و ببینم این آزادی های یواشکی که میگن چی هست؟

پسرم هی میگفت:بی مامان شدم!بابایی بی همسر شد!الان مامان رو میگیرن میبرن زندان!بالاخره مجبور شدم دوباره مامان عاقلی بشم و شالمو سرم کنم.تازه یادم افتاد شیر آب رو که باز گذاشته بودیم پای درخت ها نبسته ایم.در نتیجه سر ماشین را کج کردیم و برگشتیم.

ساعت چهار عصر خونه بودیم بعد از اون هم مراسم سرویس همسر و حمام .ساعت شش هم همسر را روانه خانه پدریش کردم تا کردهمایی هفتگی رو برگزار کنن.خودمم جارو زدم و آشپزخونه رو شستم و لباس شستم.بعدش هم مراسم دیکته گفتن به پسر عزیزم.

این همه جمعه من.خوشحالم که به تمام وظایفم عمل کردم!

نظرات (12)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
نوری
بخشید شما روز روشن سرویس میدین پسرتون متوجه نمیشه؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در حضور پسرم این کار رو نمیکنیم!معمولا به بهانه جابجایی کمدها در اتاق خواب را قفل میکنیم.بالاخره راهی پیدا میکنیم.
پریسا
سلام .یک خواننده خاموش هستم ...خیلی وقته میام تو وب خیلی قبل تر از جابجایی به اینجا خیلی قبل تر
بعد از مدت ها انرژی مثبت تو پست دیدم
خوشحالم که خوبه حالتون
سرشار از عشق باشید
من هم رای دادم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم.
آره واقعا حالم خوب بود.
دلارام
سرویس یعنی چی
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یعنی سرویس دیگه
روزهای خوب


سلام

بخند به روی دنیا , دنیا به روت بخنده عزیزم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یلدا
من وقتی میخوام برم گردش و تفریح، دوست دارم لباسای خوب و شیک و خوشکل بپوشم. اینجوری بیشتر بهم خوش میگذره، حالم بهتره، عکسامم خوشکلتر میافته
امتیاز: 0 0
پاسخ:
من چون خیلی خاک و خلی میشم واسه همین معمولا لباس مهمونی نمیپوشم.
سلام پس حسابی خوش گذشتته / انشالله همیشه شاد باشید .من رای ندادم / حالا پلیس بهت گیر نداد شما هم ازادی یواشکی بودی ؟ میگن 100 تومان جریمش

من که تا ظهر کار بودم بعدش هم تا شب خوابیدم . شب هم رفتم کنا ر دریا شام خوردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام نه بابا وسط بیابون بودیم!
میشو
عزیزم دلم گلبانو خسته نباشی قربونت برم پس کلی هنر گلکاری هم داری و ما خبر نداشتیم!!! من که از اداره میرسم خونه بیشتر شبیه نعش هستم تا آدمیزاد از 8 شب هم ثانیه شماری میکنم وظایفم دونه دونه تموم شه و برم بخوابم که البته هرگز زودتر از 12:30 نمیشه اما با چشمانی نیمه بسته بعد کم کم بسته و بعد کاملا خواب وظایف را می انجامم!!! بازم دمت گرم گلبانوی زیبا که اینهمه کار کردی . وای راستی هنوز خونه تکونی عید نکردم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
آره من کلا از گل و گیاه خوشم میاد .راستش من زمستونا خیلی خرس میشم همش خواب.واسههمین یه جوری برای وظایفم برنامه ریزی میکنم که ساعت نه تا ده تموم شده باشن.
تارا
چرا وظیفه؟!!!!!! سعی کن تو هم لذت ببری. از بیرون که به جمعه ت نگاه میکنم روز خوبی به نظر میاد.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره روز خوبی بود و واقعا از خیلی جنبه هاش لذت بردم ولی کلا یه حسی دارم که وقتی همه کارهام رو انجام دادم از خودم راضیم.
شهره( مامان حسین)
عالیه طبیعت. اره بابا راحت باش مو همش زیر روسری میپوسه. چرا شما گردهمایی خاندان شوهر نرفتی؟ کلا خونه مامانش اینا نمیری یعنی؟ الهههیییی دیکته چه بامزه .
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
نه این یه گردهمایی خانوادگیه.البته منم قبلا خیلی سر میزدم الان به خاطر مدرسه پسرم کمتر شده.
اوایل ازدواج هر بار اصرار داشتم که برم خونه خواهر شوهرهام.یعنی با خودم میگفتم تنها بره حرف یادش میدن.تا اینکه یه بار شوهرم گفت شاید تو خانواده یه موضوعی باشه که نخوایم کسی بدونه.تو هر بار با من نیا.
الان که ذیگه شکر خدا حساسیت هام کمتر شده.
تنها
خوشحالم که خوشحالی دوستم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مرسی عزیزم.
بازم انگار بهتری خانوم خانوما
خدا را شکر
گل کاشتن و ور رفتن به گیاها حتما حالت را بهتر کرده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
آره کنار هم بودن هم خیلی حال داد!منم که هی میخندیدم حال شوهرم هم خوب بود .
سرویس همسر!!!! عجب اصطلاح به درد بخوری واقعا!
امتیاز: 0 0
پاسخ:
مگه غیر اینه؟کلا قاطی میکنن اگه سرویس نشن خوب!