X
تبلیغات
رایتل

زن مش ماشالله بی درد

تمام زندگی درنگی است برای درودی و بدرودی.

از این روزها که میگذرد

شنبه 1 خرداد 1395 10:46 نویسنده: زربانو چاپ

سلام

راستش مدت طولانیه که ننوشتم.نه اینکه همدم دیگه ای داشته باشم یا جایی بنویسم فقط نوشتن هم تو من خشکیده عین حرف زدن.

موضوع دیگه خجالتمه بابت جواب ندادن به کامنت ها.امروز هم فقط همه رو خوندم و تایید کردم.خیلی دوست داشتم تکم تک کامنت ها رو تایید کنم ولی سرعت نتم خیلی خرابه و واقعا فرصت هم نداشتم.

روز پنج شنبه دعوت عروسی بودیم.پسر مدیر عامل شرکت داماد میشد.خوب بنده خدا چند بار زبونی دعوت کرد وهم اینکه کارت داده بود اما اصلا تومد عروسی رفتن نبودم.به همسرم اصرار کردم که اون تنها بره بذاره من تو حال خودم باشم اما قبول نکرد.

خلاصه ساعت شش عصر تصمیم گرفتم برم عروسی.البته بگم صورتم پر از مو بود .کت و شلوار میپوشیدم اما خوب ساق دستم مشخص بود و واو

پیشونی و کنار گوشم رو سپردم به همسرم.با چسب های ویت تمیز کرد و چسب رو نشونم دا که چرا اینقدر موهای صورتت بلنده؟نگاهی به چسب کردم:اینا موهای سرمه

بقیه موها روشیو کردم گردنم و دست هام رو.ولی موهام رو نشستم فکر کردم شالم رو در نمیارم.

از قضا همراهم ریس دفتر مدیر بود.یک خانم تر گل ور گل خوشگل.

اما عروسی خوش گذشت.عالی بود.خیلی خندیدم جوری که شب سردرد شدم.

دم در همکارها رو دیدیم .من مانتوی گشاد عربی پوشیده بودم شالم را هم تا حد ممکن محکم پیچیده بودم دور سرم وهمه میگفتند وای چه پوشیده!

راستش خیلی خوب شد که رفتم عروسی.

نظرات (7)
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.
azin
خیلی بی ادب هستید. خیلی
ببخشید که رک گفتم.
امتیاز: 1 0
همیشه به عروسی و شادییییییییییییییییییییی/
خوب اینجوری روحیت عوض میشه
امتیاز: 0 0
منم با تیلو تیلو موافقم. حالا شوهرت بی خیاله که باشه.
زیبایی حقته. رنگی رنگی بودن حقته. یه مادر با انرژی باش برای گل پسرت. بذار وقتی نگات میکنه ازت انرژی بگیره
امتیاز: 0 0
الناز

خوش باشی
امتیاز: 0 0
میشو
گلبانوی عزیزم سلام خوشحالم که روز و شب شادی داشتی عزیزم وقتشه بیشتر به خودت برسی و وسواست رو از روی بشور بساب بر داری و روی حفظ زیبایی و جوونی خودت بزاری گلم برات هر لحظه شادی و آرامش رو آرزو میکنم
امتیاز: 0 0
یه کمی بیشتر به خودت برس دختر
به خاطر خودت
به خاطر دل خودت
خوشگل باش برای خودت
امتیاز: 0 0
نگار
سلام
من تازه میخونمت. زود به زود بنویس. من سالها زندگیم رو مینوشتم تو وبلاگ. اما حس کردم کامنت ها و نوشتنم به سمت افسردگی و ناامیدی میره به همین خاطر دیگه ننوشتم.
امتیاز: 1 0